شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

+ [وبلاگ] كه داشت با دوستش هر دو سوار بر موتور از جلوي در مدرسه رد مي شدند مي خواستم از خيابان رد بشوم كه از دوستش جدا شد وپيچيد جلوي من وراه ماشينها رابند اورد تامناز خيابان رد شوم و خودش هم در جلوي من مي رفت وار اينه موتورش به من نگاه مي كرد تا من به داخل مدر - http://dokhtardiroz.ParsiBlog.com/1805039.htm
هر چي ميره جلو جذاب تر ميشه
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top